برو به محتوای اصلی

امین کاکاوند
امین کاکاوند
۱۹

 

آیا از امین کاکاوند سوال دارید؟

همین الآن عضو شو و به صورت ناشناس یا عمومی سوالتو از امین کاکاوند بپرس!

امین کاکاوند
امین کاکاوند ، ۵دنبال‌کننده

توجه : قبل از هر چیزی باید تاکید کنم که اینها فقط و فقط نظر من هست با دانش امروزم. پس ادعا نمیکنم که نظراتم کاملا درست هست. بهترین راهش اینه که به عنوان نظر شخصی بخونید این رو.


خوب بریم سراغ اصل مطلب. به نظر من بخش عمده‌ای از مشکلات تولید محتوای استارتاپ‌های ایرانی همون مشکلاتی هستش که توی تمام زمینه‌های دیگه دارن. به طور مثال شما کمتر استارتاپی رو پیدا می‌کنید که استراتژی داشته باشه یا در صورت داشتن استراتژی یک پرونده ایجاد کنه و تو فواصل زمانی منظم استراتژیش رو بررسی کنه و در صورت نیاز تغییرش بده. یا خیلی از استارتاپ‌های ایرانی دنباله رو هایپ بازار هستن. چه از نظر تکنولوژی و صنعت چه از نظر بازار. وقتی شبکه‌های اجتماعی هایپ بودن همه‌شون دنبال ایجاد شبکه اجتماعی خودشون بودن و الانم که هوش مصنوعی هایپ شده همه دنبالش هستن و... . نمی‌گم به روز بودن بد هست ولی مشکلی که وجود داره اینه که وقتی دنبال هایپ هستیم اغلب نمی‌دونیم دلیلش این که داریم اون کار رو انجام می‌دیم چی هست. خوب حالا می‌ریم سراغ توضیح دادن با جزئیات بیشتر.

چرا استراتژی محتوا نداریم؟

یک نقل قولی هست از مایکل پورتر (ایشون از بزرگان استراتژی دنیا هستن که هر وقت صحبت از استراتژی میشه بعیده بهشون ارجاع داده نشه) که می‌گه : استراتژی یعنی این که انتخاب کنیم چه کاری رو انجام ندیم.

شاید یه کم مبهم باشه پس یه کم بیشتر توضیح می‌دم. 

داستان از اونجایی شروع میشه که هر استارتاپی یک سری منابع داره. این منابع سرمایه مالی هست، منابع انسانی هست، زمان هست و هر چیزی که به ذهنتون می‌رسه. مشکل اینه که این منابع محدود هستن. پس هنر اصلی یک تیم استارتاپی اینه که ببینه این منابع رو چه شکلی باید مصرف کنه تا به اهدافش برسه. اما مهم‌تر از اون اینه که ببینیم چه کارهایی رو به هیچ وجه نباید انجام بدیم.

این داستان توی محتوا شکل‌های مختلفی به خودش می‌گیره. اکثر استارتاپ‌ها توی تمام شبکه‌های اجتماعی فعال هستن. هم کانال تلگرام دارن، هم پیج اینستاگرام، هم وبلاگ دارن و هم توییت می‌کنن و الخ. از نظر مخاطب هم دوست دارن نظر همه افراد رو جلب کنن و انواع محتوا با انواع لحن‌های مختلف رو تولید می‌کنن تا به این هدف برسن. از نظر بحث تکنولوژی هم که از هر ابزاری که وجود داره استفاده می‌کنن تا سئوشون رو بهتر کنن، رفتار کابرها رو آنالیز کنن، تبلیغ کنن و همینطور تا آخر. 

این وسط همه یادشون می‌ره که منابعشون محدوده. هر کانالی محتوای مخصوص به خودش رو می‌طلبه و وقتی که تیم محتوای ما ۲-۳ نفره هست نباید ۱۰ تا کانال تولید محتوا داشته باشیم یا ۴ دسته بزرگ مخاطب رو هدف قرار بدیم و از ۵ تا ابزار مختلف برای هر کار استفاده کنیم. 

موفق‌ترین کسب و کارها ابتدا فقط و فقط از یک کانال محتوایی شروع کردن و بعد کارشون رو گسترش دادن. دیجیکالا روز اول فقط یک وبسایت بود که بررسی می‌کرد و فروشش هم اونقدرها پررنگ نبود. بعد از این که مخاطب‌های اولیه‌ش رو به دست آورد شروع کرد به گسترش کانال‌های ارتباطیش. 

خیلی از کسب و کارهای موفق دیگه که این روزها دارن فعالیت می‌کنن در ابتدا فقط یه کانال تلگرام داشتن یا یک پیج اینستاگرام. لزومی نداره حتما از وبلاگ شروع کنیم و حتا شاید لزومی نداشته باشه تولید محتوامون آنلاین باشه. شاید با چاپ یک بروشور هم کارمون راه بیفته! 

تلاش نکردن برای شناخت مخاطب

محتوایی که تولید می‌شه هدفش جلب نظر یک مخاطب خاصه. اکثر استارتاپ‌ها تلاشی برای شناختن مخاطبشون نمی‌کنن. این رو می‌شه از لحنشون و نوع محتوای تولیدیشون فهمید. تبلیغات اون شرکت بیمه آنلاین رو یادتون هست؟ نیازی به مثال بیشتر نداریم فکر کنم. هر کسب و کاری یک بازار خاص داره که جو غالب اون بازار یک نوع برقراری ارتباط خاص رو می‌طلبه. برای مثال اگر بازار هدفتون مدیرهای سازمان‌ها هستن باید بدونید که نباید برای اینها پادکست تولید کنید. اینها خیلی وقتشون کمه و حوصله ندارن ۳۰ دقیقه حرف شما رو گوش کنن و معمولن دنبال یک سری اطلاعات خاص هستن و ترجیح میدن متن رو بخونن تا اطلاعات مورد نظر رو سریع‌تر پیدا کنن. اگر هم پادکست تولید می‌کنید حتمن متن پادکست رو هم باید بذارید.

پس مخاطب خیلی توی تعیین استراتژی محتوایی تاثیر داره و باید براش وقت گذاشت.

تولید محتوا صرفا برای رفع تکلیف

وقتی که مخاطب شناخته نشه و استراتژی هم تعیین نشه تولید محتوا حالت رفع تکلیف پیدا می‌کنه. یک نگاهی به بخش وبلاگ اکثر استارتاپ‌های ایرانی (یا هر کانال ارتباطی دیگه اونها) این رو بهتون ثابت می‌کنه. محتوایی تولید می‌شه شبیه به همه جاهای دیگه. محتوایی که مخاطب رو جذب نمی‌کنه و به هیچ دردش نمی‌خوره و تو اکثر موارد هم ترجمه صرف هست. این نوع تولید محتوا هم اغلب اتلاف وقت هست. مثل تیر هوایی زدنه که فقط گلوله هدر می‌ره.

مکتوب نکردن همه اینها

بعید می‌دونم خیلی از استارتاپ‌ها یک برنامه استراتژی محتوایی مکتوب داشته باشن. اصولا استارتاپی‌ها با مکتوب کردن کمی مشکل دارن. این رو از ذوق کردنشون وقتی که Business Plan رو می‌کوبن و می‌گن به هیچ دردی نمی‌خوره می‌شه فهمید. دلیل این نفرت از بیزینس پلن اصلن این نیست که به درد نمی‌خوره. دلیلش اینه که کی حال داره هر کاری که می‌خواد بکنه رو بنویسه و تازه مرورش هم بکنه ؟ :) پس بهترین کار اینه که توجیه کنیم به هیچ دردی نمیخوره. 

اما استراتژی اگر مکتوب نشه انگار وجود نداره. بعد از یک مدت به راحتی فراموش می‌کنیم چه کاری می‌خواستیم بکنیم. بعدها هم که برنامه‌مون موفق نشد هیچ چیزی نداریم که بشینیم مرور کنیم و ببینیم کجای کارمون مشکل داشت و چه چیزهایی رو باید تغییر بدیم. 


پ.ن : برای مطالعه بیشتر پیشنهاد می‌کنم سری مطالب یاور مشیرفر روی ویرگول در رابطه با استراتژی و بازاریابی محتوا۲۰ رو هم مطالعه کنید.


رسیدیم به آخرش!